السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

527

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

متواتر هست ، نسبت به دستور بستن هر درى به مسجد جز درِ خانه‌ى او ، با استناد به فرمان خداوند متعال نسبت به اين كار كه همان بستن هر درى از صاحب شريعت بود به جز درِ خانه‌ى او كه به خواست خدا در طريقت به حقيقت بود . پس به ناگزير رشته‌هاى طريقت منحصر به درِ مرتضى شده است جز استثناهايى مانند دريچه‌ى صديق ابوبكر كه حديث‌هاى صحيح مذكور و احاديث ديگر مشهور تأييدش مىكنند . و از اين رو مرتضى مانند عيسى بود در افراط و تفريطشان نسبت به آن ، آن‌گونه كه وارد شده است . و در شبى كه عيسى به آسمان رفت به شهادت رسيد آن‌گونه كه از طريق‌هايى از امام حسن‌بن‌على در خطبه ، نقل شده است . پس او خاتم ولايت عامه از آدم تا آخرين ولى مىباشد . و مرتضى خاتم ولايت خاصّه‌ى محمّديه كبرى است ، پس مهدى كه درباره‌اش - / به نقل طبرانى و گروهى آمده است : مهدى از ما اهل‌البيت است ، « 1 » دين به او ختم مىشود ، همان‌گونه كه به ما گشوده و آغاز شد - پس ولىّ ديگرى از عرب از گرامىترين افراد در اصل و نسب و مقام است و شيخ اكبر كه خاتم ولايت محمّديّه صغرى بود ، با او معاصر بود و ملاقاتش كرد و نفى كرد خاتميّت ويژه‌اى غير او را در عالم پيش از رسيدن به رتبه‌ى او و اگر به آن بشارت داده شده بود ، پس فراموش كرد ، سپس هنگامى كه محقّق شد ، آن را ثابت نمود . » « 2 » و نتيجه‌ى اين سخن : حديث مدينة العلم از بهترين دلائل بر خاتم‌الأوليا بودن اميرالمؤمنين مىباشد و هر وليّى به او باز مىگردد ، از او مىگيرد و اين وجه ديگرى براى دلالت حديث مدينة العلم بر افضليّت و امامت ايشان عليه السلام است . . . دهلوى گويد : « و نهايت آن‌چه در اين باب است ، اين كه يكى از شرطهاى امامت به صورت اتم در او محقّق شد ، امّا با پيدايش يكى از شرطها ، وجود مشروط لازم نمىگردد . »

--> ( 1 ) . المهدىّ منّا اهل البيت . ( 2 ) . القول المستحسن في فخر الحسن / 184 .